X
تبلیغات
کلبه ی یه دونه....

کلبه ی یه دونه....

زندگي زيباي من-

دلم تنگه...

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1392ساعت 10:1  توسط یه دونه   | 

PAyAN

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 23:48  توسط یه دونه   | 

ديروز  كلاه قرمزي و بچه ننه رو ديدم..خيلي بچه گونه بود...همچينم جالب نبود.. تازه ميفههم  چرا اون دفه اين فيلم تو سينما اونقد بهم چسبيده بود...علتش فقط  وجود يه شخص خاص بود...وديگر هيچ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392ساعت 10:9  توسط یه دونه   | 

bazi dadane adama eftezahe.....eftezah...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت 11:0  توسط یه دونه   | 


ای آرزوی اولین گامِ رسیدن..

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 13:48  توسط یه دونه   | 

:) حالا درسته رتبمون اکی نشده! اماتا الان که درصد زبان خودم  از همه بالاتر بوده :)   جای بسی افتخاره! :)
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392ساعت 18:1  توسط یه دونه   | 

ازبيان خود نبايد ترسيد...ديگران هر طور كه ميخواهند فكر كننند،مشكل خودشان است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت 19:31  توسط یه دونه   | 

ازبيان خود نبايد ترسيد...ديگران هر طور كه ميخواهند فكر كننند،مشكل خودشان است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت 19:31  توسط یه دونه   | 

ازبيان خود نبايد ترسيد...ديگران هر طور كه ميخواهند فكر كننند،مشكل خودشان است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت 19:31  توسط یه دونه   | 



سهراب گفتی:چشمها را باید شست..... .شستم ولی !......... گفتی: جور دیگر باید دید.......دیدم ولی !.............. گفتی زیر باران باید رفت........رفتم ولی !............. او نه چشمهای خیس و شسته ام را..نه نگاه دیگرم را...هیچ کدام را ندید !!!! فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت: " دیوانه باران ندیده !!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392ساعت 22:3  توسط یه دونه   | 

آدم چه قد عجیبه! وقتی کسی رو که میخواسته از دست میده و رابطش تموم میشه.....اینگار اشتیاقشم کلا از بین میره!! من که دیگه هیچ اشتیاقی برای بودن با کسی رو ندارم! بود بود ،نبودم نبود!!! نه به اون همه انگیزه! نه به این همه بی انگیزگی!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 6:42  توسط یه دونه   | 

 و  بهترین احساس رسیدن به آرامش است در کنار کسی که تو را میفهمد و دوستت دارد..نه کسی که میخواهد تو را هل دهد تا  دور شوی!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1392ساعت 11:19  توسط یه دونه   | 

آدم تا يه موقعي ميتونه دنبالِ عشقاي خيالي باشه...يه روزي ميرسه كه. ديگه خسته ميشي و اون عشق برات بي اهميت ........و فقط آرامش ميخواي...
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1392ساعت 4:34  توسط یه دونه   | 


+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت 11:39  توسط یه دونه   | 

خدايا توي سال جديد برا لحظه هام ازت بركت ميخوام همين...:) دوستت دارم خدايا :)

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1392ساعت 23:46  توسط یه دونه   | 

عجب بهار قشنگيه!:)

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1392ساعت 2:34  توسط یه دونه   | 

صدايي در من ميگويد

بهارآمده است

تو نميايي؟؟؟

رضاكاظمي

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1392ساعت 12:31  توسط یه دونه   | 

دوستان سال نو پربركتتتت باشههههههه براتون :)

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1392ساعت 2:8  توسط یه دونه   | 

ساقی به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما
ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم
ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان
کاید به جلوه سرو صنوبرخرام ما
ای باد اگر به گلشن احباب بگذری
زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما
گو نام ما ز یاد به عمدا چه می‌بری
خود آید آن که یاد نیاری ز نام ما
مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است
زان رو سپرده‌اند به مستی زمام ما
ترسم که صرفه‌ای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما
حافظ ز دیده دانه اشکی همی‌فشان
باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما
دریای اخضر فلک و کشتی هلال
هستند غرق نعمت حاجی قوام ما

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391ساعت 8:49  توسط یه دونه   | 

ای آرزوی اولین گام رسیدن
بر جاده‌های بی‌سرانجام رسیدن
کار جهان جز بر مدار آرزو نیست
با این همه دل‌های ناکام رسیدن
کی می‌شود روشن به رویت چشم من، کی؟
وقت گل نی بود هنگام رسیدن؟
دل در خیال رفتن و من فکر ماندن
او پخته‌ی راه است و من خام رسیدن
بر خامی‌ام نام تمامی می‌گذارم
بر رخوت درماندگی نام رسیدن
هرچه دویدم جاده از من پیش‌تر بود
پیچیده در راه است ابهام رسیدن
از آن کبوترهای بی‌پروا که رفتند
یک مشت پر جا مانده بر بام رسیدن
ای کال دور از دسترس! ای شعر تازه!
می‌چینمت اما به هنگام رسیدن /قيصرامين پور

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1391ساعت 14:29  توسط یه دونه   | 

هي روزگار.....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391ساعت 14:11  توسط یه دونه   | 

هي وايي!!!!:))

كنكور دكترا تموم شده

، كتاب برا خوندن ندارم حس ميكنم يه چيزي كمه!!! ؛)))

از دست اين كتاب!!!اصلا كتابو از من بگيرن انگار  زندگيمو گرفتن!!؛)))

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391ساعت 12:26  توسط یه دونه   | 

هي وايي!!!!:))

كنكور دكترا تموم شده

، كتاب برا خوندن ندارم حس ميكنم يه چيزي كمه!!! ؛)))

از دست اين كتاب!!!اصلا كتابو از من بگيرن انگار  زندگيمو گرفتن!!؛)))

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391ساعت 12:26  توسط یه دونه   | 

دلم نه عشق ميخواهد....نه  ادعاعاي بزرگ..نه بزرگ هاي پر ادعا...

دلم یک فنجان قهوه داغ میخواهد و یک دوست

که بشود با او حرف زد و بعد پشیمان نشد !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391ساعت 9:45  توسط یه دونه   | 

واژه 
پرت مي‌شود
وقتي نشان نباشد


+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1391ساعت 23:1  توسط یه دونه   | 

delam tang shode.,..

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1391ساعت 1:6  توسط یه دونه   | 

delam shomal mikhas..heif,kdv bache ha nemian....
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1391ساعت 0:52  توسط یه دونه   | 

خدا كنه  قبول كنن برم شمال.......:|

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1391ساعت 18:20  توسط یه دونه   | 

خدا كنه  قبول كنن برم شمال.......:|

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1391ساعت 18:20  توسط یه دونه   | 

خدا كنه  قبول كنن برم شمال.......:|

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1391ساعت 18:20  توسط یه دونه   |